close
دانلود آهنگ جدید
مسابقه را تمام کن(داستان جان استفان آکواری)
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 24
کل نظرات : 6

بازديد امروز : 43 نفر
بارديد ديروز : 1 نفر
بازديد هفته : 54 نفر
بازديد ماه : 50 نفر
بازديد سال : 682 نفر
بازديد کلي : 12,691 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظرسنجي
کافه بلاگ چطور بود؟




خبرنامه
براي اطلاع از بروز شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

پيوندهاي روزانه
کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
خوش آمدید!!!
سلام،شما هم می توانید باعضویت در کافه بلاگ دل نوشته ها و مطالب خواندنی خود را برای ما بفرستید cafeblog.rzb.ir و همچنین در گفت وگو های انجمن شرکت کنید. با تشکر
آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان پاسخ بازديد توسط
سلام 1 209 mskze

جان استفان آکواری از کشور تانزانیا به همراه 75 شرکت کننده ی دیگر در دوی ۴۲ کیلومتری ماراتن بازی‌های المپیک تابستانی 1938شرکت کرده بود. و این مسابقه ی جذاب به طور مستقیم در هر 5 قاره ی جهان پخش می شد.


در کیلومتر آخر مسابقه بود که دوندگان رقابتی حساس و نزدیک با هم داشتند نفس هایشان به شماره افتاده بود ولی همچنان با گام هایی بلند و منظم پیش می رفتند. سرانجام دوندگان، قسمت آخر جاده را طی کردند و وارد ورزشگاه شدند.ورزشگاه پراز تماشاچی بود. تماشاچیان با ورود دوندگان، شروع به تشویق کردند. رقابت نفس گیر شده بود.هر یک از دوندگان تلاش می کردند تا زودتر از بقیه به خط پایان برسند. تا این که بالاخره «مامو وولده» از کشور اتیوپی نوار خط پایان را پاره کرد. تشویق تماشاچیان سر تا سر ورزشگاه را فراگرفته بود. فلاش دوربین های خبرنگاران پشت سر هم چشمک می زند و دوندگان یکی پس از دیگری از خط پایان می گذشتند. بعضی ها چند قدمی پس از گذشتن از خط پایان از شدت خستگی روی زمین ولو می شدند. اسامی و زمان های به دست آمده ی نفرات برتر از بلندگوها ی ورزشگاه اعلام می شد. در طول مسابقه بارها دوربین ها نفراتی را نشان داد که از دویدن منصرف شده و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر می رسید که آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است. داوران و مسئولین برگزاری می رفتند تا علائم مربوط به مسابقه و خط پایان را جمع کنند. جمعیت هم داشت آرام آرام ورزشگاه را ترک می کرد.

امّا...

بلند گوی ورزشگاه به داوران اعلام می کند خط پایان را ترک نکنند. گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده..

همه بر سر جای خود باز می گردند و منتظر نفر آخر می شوند. دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به ورزشگاه مخابره می کنند. از روی شماره ی پیراهن او اسمش را می یابند:«جان استفن آکواری»؛ دونده ی سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهراً برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزند و پایش بانداژ شده است. 20کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس می زد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دورش را می گیرند تا از ادامه ی مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آن ها را کنار می زند و به راهش ادامه می دهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند. جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی کند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیّت مسیر را ادامه می دهد.

خبرنگاران وارد ورزشگاه شده اند و جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر می شود! جان با دست های گره کرده و دندان های به هم فشرده ،لنگ لنگان، ولی استوار به سوی خط پایان گام بر می دارد. هنوز چند کیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او می تواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مکزیکوسیتی غروب می کند و هوا کم کم تاریکی می شود.

بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شرکت کننده دوی ماراتن هم به استادیوم نزدیک می شود، با ورود به ورزشگاه جمعیت از جا برمی خیزد. چند نفر در گوشه ای از ورزشگاه شروع به تشویق می کنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از کف زدن حرکت می کند و تمام ورزشگاه را فرا می گیرد.

40- 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم می شود و دستش را روی ساق پاهایش می گذارد، پلک هایش را فشار می دهد نفس می گیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت می کند. شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می شود خبرنگاران در خط پایان تجمع کرده اند. وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم این قدر شور و هیجان نداشت. او از خط پایان می گذرد. خبرنگاران، به سویش هجوم می برند نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن کرده است انگار نه انگار که دیگر شب است. مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند او که دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.

آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه ی او، تا صبح نخوابید. جهانیان از او درسی بزرگ آموختند و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه بود. او لحظه ای به این فکر نکرد که نفر آخر است. به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند. او تصمیم گرفته بود که این مسیر را طی کند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند ارزشی که احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت. فردای مسابقه مشخص شد که جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.

او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت: برای شما قابل درک نیست! و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد: مردم کشورم مرا 5000 مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده اند که آن را به پایان برسانم

درباره : داستان , داستان های آموزنده , زندگی نامه , داستان جان استفان آکواری ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 2 نفر مجموع امتياز : 6

برچسب ها : جان استفان آکواری , دوی ماراتن , المپیک تابستانی 1938 , جان استفان , خط پایان , تلاش , موفقیت , دونده تانزانیا , اصالت حرکت , اصالت حرکت، مستقل از نتیجه , میدان را خالی نکن , داستانی آموزنده ,
بازديد : 745
[ جمعه 01 شهريور 1392 ] [ 19:35 ] [ صادق ]
مطالب مرتبط
آخرين مطالب ارسالي
ساعت قدیمی جان تاريخ : سه شنبه 03 تیر 1393
بزرگ جملاتی کوچک تاريخ : پنجشنبه 03 بهمن 1392
یا حسین تاريخ : پنجشنبه 23 آبان 1392
جملاتی زیبا از چارلی چاپلین تاريخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392
نگاه گاندی به عاشورا تاريخ : جمعه 22 شهریور 1392
ارسال نظر براي اين مطلب
اين نظر توسط وب لوکس در تاريخ 1392/6/4 و 18:24 دقيقه ارسال شده است

سلام دوست عزیز جهت تبادل لینک با سایت وب لوکس ابتدا لوگو مارو تو وبتون قرار بدید سپس اطلاع دهید تا وب شمادر وب لوکس تبلیغ شود.
کده لوگو:





نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

جست و جو

درباره وبلاگ
کافه بلاگ جایی است پر از خواندنی های داغی که هیچگاه از خواندنشان پشیمان نخواهید شد!
رزتمپ